به نام خداوند جان وخرد
با سلام
به سایت{اموزش ویولن } خوش آمدید
ما در این سایت قصد داریم شمارا به طور کامل با ساز زهی و پیچیده #ویولن آشنا کنیم .
آموزش به صورت:
1-پی دی اف
2-متن{ورد و پاور پوینت}
3-عکس آموزشی
4-ویدیو
موفق و پیروز باشید 
نویسنده :اشکان غروی

موسیقی درمانی عبارت است از: کاربرد موسیقی و برنامه های موسیقی از جهت توان بخشی بیماران جسمانی و روانی. انجمن موسیقی درمانی آمریکا (National Association) موسیقی درمانی را این گونه تعریف میکند: استفاده و کاربرد موسیقی در جهت برخی اهداف درمانی که میتواند مواردی از جمله ایجاد تقویت و ساماندهی سلامت روحی و جسمی افراد را به دنبال داشته باشد.

با تأثیر روی مغز، اندورفینها (مورفینهای داخلی) را افزایش میدهد و به این ترتیب روی گیرنده های مغز تأثیر می گذارد. در واقع اثر موسیقی روی بدن ناشی از اثر آن روی مغز است. مغز جایی است که احساس آرامش از آن نشأت می گیرد، استرس و اضطراب را کاهش میدهد و یک محیط آرام ایجاد می کند. نه تنها موسیقی به افراد کمک می کند که آرامش داشته باشند، بلکه به گروههای بزرگ در اجتماعی شدن و برطرف شدن انزواطلبی کودکان نیز کمک میکند.علاوه بر این، از موسیقی برای بیان احساسات نیز می توان استفاده کرد. احساساتی نظیر خشم غیر قابل کنترل، غم و غصه ناشی از دست دادن یک عزیز یا در مواردی که فرد دچار شکست و از هم پاشیدگی درونی شده است، با در اختیار گذاردن آلات موسیقی این امکان را به او میدهیم که چنین احساساتی را بیرون بریزد و خود را تخلیه کند. در مطالعات انجام شده، بیشتر از موسیقی کلاسیک برای ایجاد آرامش استفاده شدهاست. گرچه به نظر می رسد چنین اثراتی برای موسیقی سنتی ایرانی نیز قابل مشاهده است.
در مغز افراد نرمال Temporal Planum (قسمتی از مغز که در لوب گیجگاهی مغز قرار دارد) در قسمت چپ بزرگتر از سمت راست است. در موسیقیدان ها این قسمت به طور قابل توجهی چشمگیر است. به نظر محققین این قسمت نه فقط در گویش بلکه در تشخیص و آنالیز آواها نقش دارد، به همین دلیل است که موسیقیدانها در تشخیص زیر و بمی صداها با سایرین تفاوت دارند.
علاوه بر این
شواهد محققین مغز و اعصاب بر وجود تغییرات در نوار مغزی و MRT در افرادی که موسیقی را یاد گرفته اند، دلالت دارد. در تحقیقات انجام شده، نشان داده شده که با آموزش مداوم موسیقی برای کودکان به مدت پنج هفته فعالیت قشر مغز، الگوی منحصر به فردی پیدا میکند وبا الگوی نوار مغزی کودکان آموزش دیده، متفاوت میشود. این تغییر در الگوی نوار مغزی قابلیت پیش بینی دارد. به طور کلی نیم کرهی چپ بیشتر به فرایندهای صدا نظیر ملودی حساس است، در حالی که در نیمکرهی راست، فرایندهای مربوط به سرعت نظیر ریتم، تحلیل می شود. با افزایش سن، این نیم کره ها به طور اختصاصی توسعه پیدا می کند. علاوه بر این افزایش توانایی در تجسم فضایی، بهبود حرکتی بصری، افزایش در مهارت خواندن و درک ریاضی و تقویت حافظه و تحریک کلامی از جمله این مواردند.
با این تغییرات فیزیکی
مغز گمان می رود که موسیقی روی سه کارکرد اصلی مغز یعنی یادگیری، تفکر و یادآوری تأثیر بگذارد. گرچه معنای این تغییرات فیزیکی در مغز الزاماً در مورد نوع عملکرد شناختی به طور شفاف معین نیست، ولی شواهدی از وجود ارتباط محکم بین آموزش موسیقی و بهبود عملکرد در حوزهی شناختی وجود دارد. در این میان می توان به تحقیقی در مورد تأثیر آثار موتزارت در بالا بردن ضریب هوشی کودکان اشاره کرد.
تعلیم موسیقی به کودکان
قبل از سن شش سالگی موجب افزایش هوش آنان می شود: پدیده موتزارت (۱۹۹۳) بیانگر آن است که گوش دادن به موسیقی کلاسیک یا غیر کلاسیک به مدت ۱۰ دقیقه، ضریب هوشی افراد را بالا میبرد. بنابر نتایج تحقیقات متعدد، گوش دادن به موسیقی می تواند موقتاً تواناییهایی نظیر خلاقیت، عملکرد شناختی، توانایی های استدلال فضایی و توانایی حل مسئله را افزایش دهد. گرچه بعضی از محققین معتقدند که بهبود این توانمندیها در واقع مربوط به تغییر و بهبودی در خلق (mood) فرد است و ناشی از اثر مستقیم گوشدان به موسیقی روی هوش شخص نیست.
اشلنبرگ
نیز طی تحقیقی افزایش میزان ضریب هوشی را در مورد کودکان زیر شش سالی که به مدت ۹ ماه آموزش موسیقی داشتند، مشاهده کرد. طی این تحقیق کودکان به چهار گروه تقسیم شدند. در مورد گروه اول هیچ مداخلهای وجود نداشت. گروه دوم برای نمایش آموزش دیدند و به گروه سوم و چهارم به ترتیب آموزش نواختن ساز و آواز داده شد. پس از گذشت نه ماه ضریب هوش همهی گروه ها بالا رفته بود، ولی ضریب هوش افرادی که آموزش موسیقی داشتند سه درجه بالاتر از سایرین بود.هوش موسیقایی یکی از هوشهای هشتگانه است که بر اساس تئوری هوش های چندگانه در شیوه های آموزشی نوین به کار گرفته می شود. بر اساس این تئوری افرادی که هوش موسیقایی بالایی دارند، حساسیت بالایی نسبت به ریتم، تن و ملودی دارند و می توان از این ویژگی برای یادگیری موضوعات مختلف استفاده کرد.
اثرات روی هوش و یادگیری: تحقیقات نشان داده که یادگیری موسیقی، خواه گرفتن درس های آواز یا ساز، پس از نه ماه مهارت های ریاضی و حل پازل را به میزان 3۵ درصد افزایش داده است. تقویت مهارت خواندن و صحبت کردن و کارهای دستی، رشد خلاقیت ها (بعد خلاقیت در مورد موسیقی محدود به خلاقیت کلامی میشود و نه خلاقیت در تصویرسازی و نقاشی)، بهبود درک درس ریاضی، افزایش یادگیری زبان اصلی و زبان دوم و نیز بدیهه گویی از دیگر نتایج یادگیری موسیقی در این گروه سنی است. علاوه بر این، بر اساس تحقیقات انجام شده توانایی هایی نظیر بازگویی داستان نیز در بهبود توانایی خواندن در گروه سنی پایینتر قابل مشاهده است.اثرات آرام بخش موسیقی موسیقی آرام بخش است. اگر موسیقی برای دانش آموزان نواخته یا به صورت نوار ضبط شده پخش شود، باعث کاهش میزان استرس و اضطراب می شود. این اثر هم برای فرد و هم برای گروه قابل مشاهده است.
با الگویی که رقص، حرکت و موسیقی (DMM) را با درهم می آمیزد و بر این اساس به انحلال تعارض های بیمار می انجامد. ویژگی این روش تأکید بر کاهش فاصلهی بین درمانگر و مراجع به منظور افزایش یک جو خلاق مشترک است. این پیوند به ترکیب یا محو تمایز بین دو ماهیت فکر و عمل و ایجاد یک واقعیت جدید منجر می شود. در این مقاله پیامدهای تصمیم گیری و اکتشاف در فرایند یک مداخله درمانگری بدیع برای افراد دارای مشکلات بهداشت روانی دنبال می شود.درمانگری در خلال سه ماه امدادی و ۹ ماه تحت نظر، ۳۶ جلسه یکبار در هفته و سه عملکرد جمعی که تا انتهای طرح به روی صحنه آورده می شود، انجام می پذیرد.
رقص بداهه و موسیقی زنده
که توسط شرکت کنندگان نواخته می شود، یک الگوی رقص، حرکت و موسیقی(DMM) است که در تعامل بین، متغیرهای هندسی اشکال صدا و حرکت، دریچه ای از یک نمایش بدیع را به روی یک تجسم در حال تکوین، می گشاید و به تأثیر متقابل زمینه های درون – روانی و بین شخصی منجر می شود. این الگو به عنوان ترکیبی از درمانگری و اکتشاف هنری است که به عملکردهای شرکت کنندگان می انجامد و شعر را در بر می گیرد. نتیجهی شیوهی درمانگری اختیاری الگو، در برگرفته شدن رقصنده توسط موسیقی و به کارگرفتن آلات موسیقی به عنوان یک موضوع انتقالی است. چهارچوب گستردهی درمانگری قدرت خود را از حرکت غیر کلامی همراه با موسیقی به دست می آورد که احتمالاً دستیابی به مبدأهای پیش کالامی و ناهشیار روانی و تشکیل گروه سه تایی قدرتمند، درمانگر، رقصنده و نوازندگان را امکان پذیر خواهد ساخت. این امر با آزاد ساختن شرکت کنندگان از انزوایشان مشارکت دارد و به طور کلی، یک چشم
موسیقی یا موزیک هنر بیان احساسات به کمک آوا و هنر و دانش ترکیب صداهاست.. ارسطو فیلسوف یونان باستان موسیقی را یکی از شاخههای ریاضی معرفی کرد و فیلسوفان اسلامی هم نظر وی را پذیرفتهاند مانند ابن سینا که در کتاب خود در بخش ریاضی از موسیقی نام برده است.

به مجموع قواعد و اصطلاحات نظری موسیقی، تئوری موسیقی گفته می شود.
به طور خلاصه، خواندن و نوشتن نت های موسیقی را سلفژ می نامند. سلفژ برای بالا بردن توانائی حس شنوایی در تشخیص و درک عوامل سازنده موسیقی از قبیل: ریتم ملودی، هارمونی و غیره استفاده می شود.
نظر به اینکه این رشته بالقوه کاربرد فراوانی می تواند داشته باشد. چنانچه استفاده از آن توام با روشی منطقی و سنجیده باشد در آماده سازی هنرجویان طی مراحل مختلف (مبتدی تا مقاطع بالا) نقش موثر خواهد داشت.
به کار بردن صداها و سکوتها با امتداد گوناگون را که از نظر زمان با هم متناسب باشد، وزن خوانی گویند. به عبارت ساده تر، خواندن وزن قطعات موسیقی با همراهی آهنگ را می توان وزن خوانی نامید. برای وزن خوانی یک قطعه به نام نت ها توجهی نمی شود و بیشتر دنباله ی آنها که کششی را مشخص می کند مورد نظر است. در وزن خوانی نام نتها از الفاظی مانند: ۱و۲ یا ۱،۲،۳،۴،۵،۶ استفاده می شود.
نت علامتی است که توسط آن، صداهای موسیقی نوشته و اجرا می گردند.
ضرب معیاری برای سنجش زمان است. به عبارت ساده تر اگر بخواهیم هر ضرب را برابر با یک ثانیه در نظر بگیریم، می توان گفت: یک ضرب برابر است با یک ثانیه زمان و یک ثانیه زمان نیز برابر است با یک نت سیاه.
خانواده ویولن
شامل سه ساز ویولن، ویولا و ویولن سل است. این سازها به ترتیب در منطقه زیر و میانی و بم صدا میدهند. ساز کنترباس از این خانواده نیست و در خانواده ویولن قرار دارد. این مسئله را میتوان از شانههای شیبدار آن متوجه شد.
این خانواده از سازها در سده 17 در ایتالیا پدید آمدند.

ویولون
ساز زهی آرشهای است. این ساز کوچکترین عضو خانواده ویولن است.
برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار میگیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته میشود.
سیمهای ویولن از زیرترین تا بمترین سیم به ترتیب زیر کوک(ساز) میشوند: می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم.
بنابراین اصوات سیمهای مجاور نسبت بهیکدیگر فاصله ژنج درست را تشکیل میدهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند.
جالب این که در عربی ویولون را با نام فارسی «کمان» مینامند.

نوازندگی ویولون
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند. وجهه جهانی ویولن را میتوان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید.
این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس میکند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطافپذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند
برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب.

پیشینهٔ ساز
ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونههای که ساخته میشود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شدهاند و وزن آن در حدود 400 گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.
از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس ایتالیا ایتالیایی.
تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولنهای آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا میتوان گفت پختگی.
یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.
تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نمودهاند نه تنها نتوانستهاند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.
ویولن از کجا آمد است؟
عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.
تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا که موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.
اواسط قرن 17 بود که ویولن بعنوان یک ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.
روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab که تنها یک سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.
جالب هست که بدانید خیلی زود ایرانیها و ترک ها این ساز را برای خود بومی کردند و سبک ها و روشهای مخصوص به خود برای کوک کردن و نواختن آن ابداع کردند.

قطعات ویولون
خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاهرنگ در عقب) و سیمهای ویولون
قسمتهای ساز ویولن عبارتاند از:
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعی و چه در ارکستر مجلسی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را «شاه سازها» گفتهاند. در یک پارتیتور موسیقی ارکستری، ویولنها از تمام سازهای دیگر کمتر سکوت دارند.
نخستین سازندگان معروف ویولن درایتالیا پیدا شدند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولنها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا اماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواریوس، بهترین ویولنهای دنیا را تاکنون ساخته اند.
خانواده ویولن
شامل سه ساز ویولن، ویولا و ویولن سل است. این سازها به ترتیب در منطقه زیر و میانی و بم صدا میدهند. ساز کنترباس از این خانواده نیست و در خانواده ویولن قرار دارد. این مسئله را میتوان از شانههای شیبدار آن متوجه شد.
این خانواده از سازها در سده 17 در ایتالیا پدید آمدند.

ویولون
ساز زهی آرشهای است. این ساز کوچکترین عضو خانواده ویولن است.
برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار میگیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته میشود.
سیمهای ویولن از زیرترین تا بمترین سیم به ترتیب زیر کوک(ساز) میشوند: می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم.
بنابراین اصوات سیمهای مجاور نسبت بهیکدیگر فاصله ژنج درست را تشکیل میدهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند.
جالب این که در عربی ویولون را با نام فارسی «کمان» مینامند.

نوازندگی ویولون
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند. وجهه جهانی ویولن را میتوان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید.
این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس میکند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطافپذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند
برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب.

پیشینهٔ ساز
ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونههای که ساخته میشود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شدهاند و وزن آن در حدود 400 گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.
از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس ایتالیا ایتالیایی.
تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولنهای آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید. جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریوس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا میتوان گفت پختگی.
یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.
تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نمودهاند نه تنها نتوانستهاند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.
ویولن از کجا آمد است؟
عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.
تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا که موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.
اواسط قرن 17 بود که ویولن بعنوان یک ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.
روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab که تنها یک سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.
جالب هست که بدانید خیلی زود ایرانیها و ترک ها این ساز را برای خود بومی کردند و سبک ها و روشهای مخصوص به خود برای کوک کردن و نواختن آن ابداع کردند.

قطعات ویولون
خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاهرنگ در عقب) و سیمهای ویولون
قسمتهای ساز ویولن عبارتاند از:
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعی و چه در ارکستر مجلسی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را «شاه سازها» گفتهاند. در یک پارتیتور موسیقی ارکستری، ویولنها از تمام سازهای دیگر کمتر سکوت دارند.
نخستین سازندگان معروف ویولن درایتالیا پیدا شدند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولنها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا اماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواریوس، بهترین ویولنهای دنیا را تاکنون ساخته اند.